دسته‌بندی

گالری نوستالژیک

pin.it/7jsbpCB

رنگ ها روی دیوار گاه نمایی را به رخ می کشید. حضور بی تابی از افق های ملکوتی، دیوار های شیشه ای که بورژوازی پسامدرن به یاری تکنیک محصور کننده اش جهان نقاشی را خط خطی کرد. شعر پشت رنگ ها گاه در موزیک، صدای گیتار کولی وش ها، زیر سرخی آفتاب سایه کوچه ها را زنان کولی رقصی آغاز کرده بودند و هرگز انتهای شادی را عزا نیافتند. خنکی نوش جان صدای گرفته ای بود که آواز خورشید را در دهان ماه انبوهی حسرت به تاراج برد.

گیتار ها از برای چه می نوازند؟

مرغی شکسته بال میان گرد و خاک

پر می کشد به باد های هوی بپا می شود هوا

های مرغی شکسته بال

میان باغ نار

پر پر می زند به دار

قفسی گر هست

اندرپنش منم

خسته نواخته بر شاخه

اس گیتار خسته

گیتار خسته

عشق گر جست

معشوقش منم

ای پر زده به خانه

ای های ای هوی

گر نواخت شوری از این ایست گاه

گمان مبر به آسمان ها

گه گاه زند به گام چوبی

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید